پاتوق نود – ترجمه از سولماز محمودی: باربارا استَنویک، زادۀ 16 ژوئیه 1907 و درگذشته به تاریخ 20 ژانویه 1990، بازیگر، مدل و رقصندۀ آمریکایی بود. او ستارۀ سینما و تلویزیون بود که در طول فعالیت 60 ساله اش به بازیگری حرفه ای کامل و همه کاره با بازی قوی و واقع گرایانه شهرت داشت که محبوب کارگردان هایی مثل سسیل بی. دمیل، فریتز لانگ و فرانک کاپرا بود. بعد از فعالیتی کوتاه اما چشمگیر در تئاتر در اواخر سال های 1920، در طول 38 سال در 85 فیلم هالیوودی بازی کرد و سپس به بازی در تلویزیون پرداخت.

بازیگران درخشان تاریخ سینما (۶۱): باربارا استنویک

او که در 4 سالگی یتیم شد و مدتی در یتیم خانه به سر برد، در سال 1944 به گران ترین بازیگر زن ایالات متحده تبدیل شده بود. وی چهار باز نامزد دریافت جایزۀ اسکار برای بهترین بازیگر زن شد: برای فیلم های «استلا دالاس» (1937)، «گلولۀ آتش» (1941)، «غرامت مضاعف» (1944) و «متأسفم، شماره اشتباه است» (1948). در تلویزیون، برای «نمایش باربارا استنویک» (1961)، «درۀ بزرگ» (1966) و «پرندگان خارزار» (1983) برندۀ سه جایزۀ امی شد. او برای بازی در «پرندگان خارزار» یک جایزۀ گلدن گلوب نیز به دست آورد.

او در مراسم جوایز اکادمی سال 1982، یک اسکار افتخاری و در مراسم جوایز گلدن گلوب سال 1986 نیز جایزۀ سسیل بی. دمیل را دریافت کرد. همچنین جوایز افتخاری دستاورد زندگی موسسه فیلم آمریکا (1987)، انجمن فیلم مرکز لینکلن (1986)، انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس (1981) و اتحادیۀ بازیگران سینما (1967) نیز به او اهدا شده است. استنویک در سال 1960، ستاره ای در پیاده روی شهرت هالیوود دریافت کرد و از سوی بنیاد فیلم آمریکا در رتبۀ یازدهم بزرگ ترین ستاره های زن سینمای کلاسیک آمریکا قرار گرفت.

باربارا استنویک با نام روبی کاترین استیونس در بروکلین نیویورک، از اجدادی انگلیسی و اسکاتلندی متولد شد. او پنجمین و آخرین فرزند بایرن ای. استیونس و کاترین آن مکفی بود. والدین او از طبقۀ کارگر بودند. پدرش اهل لنسویل ماساچوست و مادرش اهل سیدنی نووا اسکاتیا بودند. زمانی که روبی چهار ساله بود، مادرش بعد از این که یک غریبۀ مست او را به سمت تراموای در حال حرکت پرتاب کرد، سقط جنین کرد و بر اثر عوارض ناشی از آن درگذشت.

دو هفته پس از مراسم تدفین، پدرش به جمع کارگران حفاری کانال پاناما پیوست و دیگر هرگز دیده نشد. روبی و برادر بزرگترش مالکوم بایرن نزد خواهر بزرگشان لورا میلدرد بزرگ شدند که در سال 1931 و در 45 سالگی، ناگهان از حملۀ قلبی درگذشت. زمانی که میلدرد وارد کارهای نمایشی شده بود، روبی و بایرن از یتیم خانه ای به یتیم خانۀ دیگر (4 خانه در سال) سپرده می شدند و روبی جوان همیشه از آنها فرار می کرد.

در سال 1916 و 1917، به همراه خواهرش به تور نمایشی رفت و برنامه های خواهرش را در پشت صحنه تمرین می کرد. تماشای فیلم های پرل وایت که ستایشش می کرد نیز در بازیگر شدن روبی مؤثر بود. در 14 سالگی، مدرسه را رها کرد و در یک فروشگاه بزرگ به کار بسته بندی پرداخت. او هیچ وقت به دبیرستان نرفت. کمی بعد به کار بایگانی در تلفن خانۀ بروکلین با دستمزد هفته ای 14 دلار پرداخت و به استقلال مالی رسید. او از هر دوی این شغل ها بیزار بود؛ هدف اصلی او این بود که وارد کار نمایش شود، هر چند خواهرش میلدرد او را از این کار منع می کرد. مدتی بعد وارد کار برش الگوی لباس در مجلۀ وُگ شد، اما به خاطر شکایت های مشتریان از کارهای او، از آنجا اخراج شد. شغل بعدی او تایپ در شرکت موسیقی جروم اچ. ریمیک بود که گویا از آن لذت می برد. با این حال، آرزوی او هنوز کار نمایش بود و خواهرش سرانجام از دلسرد کردن او دست کشید.

بازیگران درخشان تاریخ سینما (۶۱): باربارا استنویک

در سال 1923، چند ماه قبل از سالروز تولد 16 سالگی اش، برای عضویت در یک گروه کر برای استرند روف، کلوب شبانه ای در تئاتر استرند واقع در میدان تایمز، امتحان داد. چند ماه بعد، در فصل های 1922 و 1923 «جُنگ نمایشی زیگفلد» در تئاتر نیو آمستردام به رقص پرداخت. استنویک گفته است: «من فقط می خواستم زنده بمانم، غذا بخورم و یک کت زیبا داشته باشم.» در طول چند سال بعد، او به عنوان یک همخوان در گروه کر کار می کرد که از نیمه شب تا ساعت 7 صبح به اجرا در کلوب های شبانه ای متعلق به تگزاس گوئینان می پرداختند.

بیلی لاهیف که مالک میخانه ای مشهور بود و اهالی نمایش به آنجا رفت و آمد داشتند، در سال 1926 روبی را به ویلارد مک کارگردان معرفی کرد. مک در حال انتخاب بازیگر برای اجرای نمایشنامۀ خود به نام «دام» بود و لاهیف به او پیشنهاد کرد که بهتر است نقش دختر آوازخوان را یک خوانندۀ واقعی بازی کند. مک موافقت کرد و بعد از یک تست موفق نقش به روبی رسید. او با رکس چریمن و ویلفرد لوکاس همبازی شد.

این نمایش اولین بار که به روی صحنه رفت، موفق نبود. مک برای بهتر کردن آن، تصمیم گرفت نقش روبی را توسعه دهد. «دام» در 20 اکتبر 1926 بازگشایی شد و به یکی از موفق ترین نمایش های آن فصل تبدیل شد که به مدت 9 ماه و با 197 اجرا در برادوی به روی صحنه رفت. به پیشنهاد مک یا دیوید بلاسکو، روبی با ترکیب اسم کوچک شخصیت تئاتری اش، باربارا فریچی، با نام خانوادگی بازیگر دیگری در آن نمایش، جین استنویک، نامش را به باربارا استنویک تغییر داد.

کمی بعد، استنویک با اجرای اولین نقش اول خود در «بورلسک» (1927) به یک ستارۀ برادوی تبدیل شد. او نقدهای ستایش آمیزی دریافت کرد و نمایش یک موفقیت عظیم به دست آورد. در همین زمان، باب کین برای فیلم صامت «شب های برادوی» (1926) از استنویک تست بازی در مقابل دوربین گرفت. او نقش اول را از دست داد، چون نتوانست در این تست گریه کند، اما نقش یکی از رقصنده ها به او سپرده شد. این اولین حضور او در سینما بود. استنویک زمانی که در «بورلسک» بازی می کرد، به همسر آینده اش فرانک فِی بازیگر تئاتر معرفی شد. آنها در اوت 1928 ازدواج کردند و خیلی زود به هالیوود رفتند.

اولین فیلم ناطق استنویک، «در قفل شده» (1929) و فیلم بعدی «مکسیکالی رُز» (1929) بود که هر دو در یک سال اکران شدند. هیچ یک از این فیلم ها موفق نبودند، با این حال فرانک کاپرا استنویک را برای بازی در «بانوان مرفه» (1930) انتخاب کرد. به دنبال آن نقش های برجستۀ زیادی به دست آورد، از جمله یک پرستار بچه در «پرستار شب» (1931) که دو دختر بچه را که از شدت گرسنگی در حال تلف شدن هستند از دست شخصیت شرور کلارک گیبل نجات می دهد؛ زن مزرعه دار شجاعی در میدوست در فیلم «خیلی بزرگ» (1932)؛ زن جاه طلبی از محله های فقیر نشین شهر در «بیبی فیس» (1933)؛ زن از خود گذشته ای در «استلا دالاس» (1937)؛ مالی مانهن در «اتحادیۀ اقیانوس آرام» (1939)؛ زن روزنامه نگار جاه طلبی در «ملاقات با جان دو» (1941)؛ دختر تردستی در «بانو ایو» (1941) که عاشق قربانی خود (هنری فوندا) می شود؛ دکتر هلن هانت فوق العاده موفق و مستقل در «تو به من تعلق داری» (1941)؛ رقصنده ای در «گلولۀ آتش» (1941) که به یک استاد دانشگاه (گری کوپر) کمک می کند درک بهتری از انگلیسی مدرن داشته باشد؛ زنی که با یک فروشندۀ بیمه صحبت می کند تا در کشتن شوهرش به او کمک کند در «غرامت مضاعف» (1944)؛ مقاله نویسی که در «کریسمس در کنتیکت» (1945)، گرفتار دروغ های مصلحت آمیز خود و رابطه ای عاشقانه در تعطیلات می شود و همسری بخت برگشته در «متأسفم، شماره اشتباه است» (1948).

بازیگران درخشان تاریخ سینما (۶۱): باربارا استنویک

او همچنین در «عشق دیگر» (1947) نقش یک پیانیست تیره بخت را بازی می‌کند؛ پیانو را آنیا دورفمن می نوازد که روزی سه ساعت با استنویک کار کرد تا بتواند دست ها و بازوانش را هماهنگ با موسیقی حرکت دهد. گفته می شود استنویک یکی از بازیگران بی شماری بود که برای نقش اسکارلت اوهارا در «بر باد رفته» (1939) در نظر گرفته شده بود، اما از او تست بازیگری گرفته نشد. در سال 1944، او بیشترین دستمزد را در میان بازیگران زن ایالات متحده دریافت می کرد.

بسیاری از نقش های او مستلزم شخصیتی قدرتمند بودند. در «غرامت مضاعف» او به خوبی ماهیت بی رحم “زن قاتل سنگدل و مصمم” را نشان می دهد و او را به “بدنام ترین زن” در ژانر فیلم نوآر تبدیل می کند. علاوه بر آن، استنویک به مهربانی و نزدیکی به کارکنان پشت صحنه در همۀ فیلم ها معروف بود و نام همسران و فرزندان آنها را می دانست. او که یک بازیگر حرفه ای تمام و کمال بود، در 50 سالگی در فیلم وسترن «چهل اسلحه» (1957) بدلکاری انجام داد.

قرار بود شخصیت او از اسب بیافتد و پایش به رکاب گیر کند و حیوان که چهار نعل می رود او را روی زمین بکشاند. این کار به قدری خطرناک بود که بدلکار فیلم از انجام آن سر باز زد. کارهای حرفه ای او در فیلم ها باعث شد به عضویت افتخاری تالار مشاهیر بدلکاران هالیوود در آید. استنویک در سال 1964، در فیلم «کارگر بارانداز» با بازی الویس پرسلی در نقش صاحب یک کارناوال بازی کرد.

زمانی که حرفۀ سینمایی استنویک در سال 1957 رو به زوال گذاشت، به کار در تلویزیون پرداخت. سریال «نمایش باربارا استنویک» موفقیت چشمگیری نبود، اما یک جایزۀ امی نصیب او کرد. سریال وسترن «درۀ بزرگ» که از 1965 تا 1969 از اِی. بی. سی. پخش شد، او را به یکی از محبوب ترین بازیگران تلویزیون تبدیل کرد و یک جایزۀ امی دیگر به او اهدا شد. او همچنین در سریال «تسخیر ناپذیران» (63-1962) در کنار رابرت استک ظاهر شد و در چهار قسمت از «کاروان دلیجان ها» (64-1961) در سه نقش متفاوت بازی کرد.

چند سال بعد، استنویک سومین جایزۀ امی خود را برای بازی در «پرندگان خارزار» (1983) به دست آورد. در سال 1985، سه بار به عنوان بازیگر مهمان در سریال «دودمان» ظاهر شد و مدتی بعد در ادامۀ این سریال با نام «خانوادۀ کولبی» در کنار چارلتون هستون، استفانی بیچام و کاترین راس بازی کرد. او که از این تجربه راضی نبود، فقط در یک فصل از این سریال کار کرد (سریال دو فصل داشت) و کانستنس کولبی به آخرین نقش او در تلویزیون تبدیل شد.

استنویک در 26 اوت 1928، با فرانک فی، همبازی اش در نمایش «بورلسک» ازدواج کرد. از آنجا که باربارا نمی توانست بچه دار شود، این زوج بعد از نقل مکان به هالیوود، در دسامبر 1932 پسر 10 ماهه ای را به فرزندی گرفتند. آنها نام او را دیان گذاشتند و بعد آن را به آنتونی دیان تغییر دادند و “تونی” صدایش کردند. زندگی آنها پر دردسر بود. فی که در برادوی موفق بود نتوانست به هالیوود راه یابد، در حالی که استنویک ستارۀ هالیوود شده بود. برخی می گویند زندگی آنها الهام بخش ساخت فیلم «ستاره ای متولد می شود» شده است. آنها در دسامبر 1935 طلاق گرفتند و استنویک حضانت پسرشان را به دست آورد.

در سال 1936، زمانی که استنویک در «همسر برادرش» بازی می کرد، با همبازی اش رابرت تیلور آشنا شد. رابطۀ آنها بیشتر از این که یک عشق سوزان باشد، رابطۀ معلم و شاگردی بود. آنها در سال 1939 ازدواج کردند. تیلور و استنویک در 1959 با هم توافق کردند که طلاق بگیرند و بعد از اصرار تیلور، استنویک درخواست طلاق را پر کرد. آنها بعد از جدایی در فیلم «خوابگرد» (1964) در کنار هم بازی کردند.
استنویک در 20 ژانویه سال 1990، در 82 سالگی در اثر نارسایی قلبی و بیماری مزمن انسدادی ریه در سانتا مونیکای کالیفرنیا درگذشت. او از پیش اعلام کرده بود که مایل نیست مراسم ترحیم برایش برگزار شود. بنا به درخواست او، پیکرش سوزانده شد و خاکستر آن از یک هلی کوپتر روی منطقۀ لون پاین کالیفرنیا، محل فیلمبرداری تعدادی از فیلم های وسترنش، افشانده شد.

دیدگاه ها غیر فعال شده اند.

توييتر ما

RSS not configured

حاميان ما